داستان الهام بخش: لنس آرمسترانگ (Lance Armstrong )
کمتر دوچرخهسواری را میتوان پیدا کرد که داستان زندگیاش به اندازه لنس آرمسترانگ فراز و نشیب داشته باشد. او زمانی برای میلیونها نفر در سراسر جهان نماد مبارزه، بازگشت و شکستناپذیری بود؛ دوچرخهسواری که پس از ابتلا به سرطان به میادین برگشت و هفت سال پیاپی بر سکوی نخست تور دو فرانس ایستاد. اما چند سال بعد، همان داستان موفقیت به یکی از جنجالیترین پروندههای تاریخ ورزش تبدیل شد. عنوانهایی که آرمسترانگ به دست آورده بود از او گرفته شد و در سال ۲۰۱۳ خودش اعتراف کرد که در دوران قهرمانی از مواد و روشهای ممنوعه استفاده کرده است. به همین دلیل، داستان لنس آرمسترانگ را نمیتوان فقط داستان یک قهرمان دانست؛ این داستان درباره موفقیت، بیماری، جاهطلبی، شهرت، فریب و در نهایت سقوط است.
کودکی و ورود به دنیای ورزش
لنس ادوارد آرمسترانگ در ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۱ در پلانو، تگزاس، متولد شد. او از کودکی علاقه زیادی به ورزش داشت و خیلی زود دویدن و شنا کردن را شروع کرد.
در نوجوانی، دوچرخهسواری و ورزش سهگانه وارد زندگی او شد. آرمسترانگ در ابتدا بیشتر به عنوان ورزشکار سهگانه شناخته میشد و در سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ قهرمان مسابقات سهگانه سرعتی آمریکا شد.
اما خیلی زود مشخص شد که دوچرخهسواری میتواند مسیر حرفهای زندگی او باشد.
او در سال ۱۹۹۲ وارد دوچرخهسواری حرفهای شد و به تیم موتورولا پیوست. آرمسترانگ در سالهای ابتدایی فعالیت حرفهای خود بیشتر یک رکابزن کلاسیک و متخصص مسابقات یکروزه بود و هنوز آن دوچرخهسواری که بعدها در کوهستانهای تور دو فرانس میدیدیم، شکل نگرفته بود.
قهرمانی جهان؛ اولین نشانههای یک ستاره بزرگ
در سال ۱۹۹۳، آرمسترانگ یکی از مهمترین پیروزیهای دوران ابتدایی حرفهای خود را به دست آورد و در مسابقات قهرمانی جهان جاده قهرمان شد.
در همان سال توانست یکی از مراحل تور دو فرانس را نیز ببرد.
در آن زمان، آرمسترانگ هنوز به عنوان یک مدعی جدی برای قهرمانی کلی تور دو فرانس شناخته نمیشد. حتی در سالهای ابتدایی، عملکرد او در مسابقات چندمرحلهای با آنچه بعدها از او دیدیم فاصله زیادی داشت.
او در سالهای ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ نیز به چند پیروزی مهم رسید؛ از جمله قهرمانی کلاسیک سنسباستین و فلش والون.
اما در همین دوران، زندگی او ناگهان وارد مرحلهای شد که میتوانست پایان دوران ورزشیاش باشد.
سالی که همه چیز تغییر کرد
در اکتبر ۱۹۹۶، زمانی که آرمسترانگ تنها ۲۵ سال داشت، پزشکان تشخیص دادند که او به سرطان بیضه مبتلا شده است.
اما مشکل فقط یک تومور ساده نبود. بیماری به بخشهای دیگری از بدن او نیز گسترش پیدا کرده بود و در ریهها، شکم و مغز آثار متاستاز دیده میشد.
آرمسترانگ تحت عمل جراحی و شیمیدرمانی قرار گرفت و برای درمان به مرکز پزشکی دانشگاه ایندیانا رفت.
در آن مقطع، ادامه دادن زندگی عادی برای او هم آسان نبود، چه برسد به بازگشت به دوچرخهسواری حرفهای.
حتی تصور اینکه یک ورزشکار در چنین شرایطی دوباره بتواند در بالاترین سطح دوچرخهسواری جهان مسابقه دهد، بسیار دشوار بود.
بازگشت به زندگی
آرمسترانگ از سرطان جان سالم به در برد.
پس از پایان دوره درمان، او تصمیم گرفت دوباره به دوچرخهسواری حرفهای برگردد. اما این بازگشت با دوران قبل از بیماری تفاوت داشت.
او سبک تمرینی خود را تغییر داد و تمرکز بیشتری روی مسابقات چندمرحلهای و بهخصوص تور دو فرانس گذاشت.
در سال ۱۹۹۸، آرمسترانگ دوباره در مسابقات حرفهای حاضر شد. شروع کار چندان درخشانی نداشت و حتی برای مدتی به فکر کنار گذاشتن دوچرخهسواری افتاد.
اما عملکرد خوب او در اواخر فصل و بهخصوص رتبه چهارم در ووئلتا اسپانیا، امید تازهای برای ادامه مسیر ایجاد کرد.
یک سال بعد، اتفاقی افتاد که مسیر تاریخ دوچرخهسواری را تغییر داد.
تور دو فرانس؛ آغاز هفت سال سلطه
در سال ۱۹۹۹، لنس آرمسترانگ در تور دو فرانس شرکت کرد و در نهایت قهرمان مسابقه شد.
برای یک دوچرخهسوار که تنها چند سال قبل با سرطان پیشرفته مبارزه کرده بود، این پیروزی داستانی فوقالعاده به نظر میرسید.
اما آرمسترانگ به همین یک قهرمانی بسنده نکرد.
او در سالهای ۲۰۰۰، ۲۰۰۱، ۲۰۰۲، ۲۰۰۳، ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ نیز قهرمان تور دو فرانس شد و در مجموع هفت قهرمانی پیاپی را به دست آورد.
در آن سالها، او به یکی از مشهورترین ورزشکاران جهان تبدیل شد.
تصویر دوچرخهسواری که از سرطان بازگشته و سختترین مسابقه دوچرخهسواری جهان را پشت سر هم فتح میکند، برای میلیونها نفر الهامبخش بود.
آرمسترانگ در همین دوره به نمادی جهانی برای مبارزه با سرطان نیز تبدیل شد و بنیاد او، که بعدها با نام Livestrong شناخته شد، به فعالیت در زمینه حمایت از افراد مبتلا به سرطان پرداخت.
زندگی در اوج شهرت
در دوران قهرمانی، زندگی آرمسترانگ فقط به مسابقات محدود نبود.
او تبدیل به یک چهره جهانی شده بود. قراردادهای تجاری، حضور در رسانهها و فعالیتهای مرتبط با سرطان، بخش بزرگی از زندگی عمومی او را تشکیل میداد.
در کنار موفقیتهای ورزشی، زندگی شخصی او نیز بارها مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
آرمسترانگ در سال ۱۹۹۸ با کریستین ریچارد ازدواج کرد و این زوج صاحب سه فرزند شدند. این ازدواج در سال ۲۰۰۳ به پایان رسید.
او بعدها با آنا هانسن وارد رابطه شد و این زوج نیز صاحب فرزند شدند.
در واقع، در سالهای اوج شهرت، آرمسترانگ دیگر فقط یک دوچرخهسوار نبود؛ تبدیل به یک شخصیت شناختهشده در فرهنگ عمومی آمریکا شده بود.
بازنشستگی؛ اما نه برای همیشه
آرمسترانگ پس از قهرمانی سال ۲۰۰۵ اعلام کرد که از دوچرخهسواری حرفهای کنارهگیری میکند.
به نظر میرسید داستان ورزشی او با پایانی رؤیایی تمام شده است:
یک قهرمانی جهان، مبارزه با سرطان، بازگشت به ورزش و هفت قهرمانی متوالی در تور دو فرانس.
اما آرمسترانگ دوباره تصمیم به بازگشت گرفت.
در سال ۲۰۰۹، او بار دیگر در تور دو فرانس شرکت کرد و در پایان مسابقه سوم شد. این نتیجه برای بازگشت یک ورزشکار ۳۷ ساله به بالاترین سطح دوچرخهسواری قابل توجه بود.
او در سال ۲۰۱۰ نیز مسابقه داد و در نهایت در سال ۲۰۱۱ برای همیشه از دوچرخهسواری حرفهای کنار رفت.
اما بازگشت او به دوچرخهسواری، اتفاقات تازهای را نیز به دنبال داشت.
شک و تردیدهایی که سالها ادامه داشت
در سالهایی که آرمسترانگ قهرمان تور دو فرانس بود، درباره عملکرد فوقالعاده او و احتمال استفاده از مواد نیروزا بحثهای زیادی وجود داشت.
آرمسترانگ بارها استفاده از مواد ممنوعه را رد کرد و از پاک بودن خود دفاع میکرد.
اما تحقیقات درباره تیم US Postal Service و فعالیتهای مرتبط با دوپینگ ادامه پیدا کرد.
در سال ۲۰۱۲، آژانس مبارزه با دوپینگ آمریکا، USADA، پروندهای را علیه آرمسترانگ و چند نفر از افراد مرتبط با تیم US Postal مطرح کرد.
در نهایت، آرمسترانگ تصمیم گرفت در روند داوری مستقل پرونده شرکت نکند. در ۲۴ اوت ۲۰۱۲، USADA او را به محرومیت مادامالعمر محکوم و تمام نتایج رقابتی او از اول اوت ۱۹۹۸ را باطل کرد.
این تصمیم شامل هفت عنوان تور دو فرانس نیز شد.
پرونده USADA بر شهادت افراد مختلف، اسناد، اطلاعات علمی، نتایج آزمایشگاهی و مدارک دیگری استوار بود. خود USADA اعلام کرد که پرونده تحقیقاتی بیش از هزار صفحه مدارک در اختیار داشته است.
اعترافی که همه چیز را تغییر داد
با وجود سالها انکار، سرانجام در ژانویه ۲۰۱۳ آرمسترانگ در گفتوگویی تلویزیونی با اپرا وینفری به استفاده از مواد و روشهای ممنوعه اعتراف کرد.
او تأیید کرد که در دوران هفت قهرمانی تور دو فرانس از موادی مانند EPO، تستوسترون و روشهای دوپینگ خونی استفاده کرده است.
آرمسترانگ همچنین گفت که در هر هفت قهرمانی تور دو فرانس خود از مواد ممنوعه یا دوپینگ خونی استفاده کرده بود.
این اعتراف، پایان یکی از طولانیترین دورههای انکار در تاریخ ورزش حرفهای بود.
از آن لحظه، روایت زندگی او دیگر فقط داستان یک بازمانده سرطان و قهرمان تور دو فرانس نبود.
داستان او به نمونهای بسیار بزرگ از پیچیدگی رابطه میان موفقیت، شهرت، فشار رقابت و دوپینگ در ورزش حرفهای تبدیل شد.
سقوط از قله
در فاصله سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵، آرمسترانگ برای بسیاری از مردم نماد بازگشت و امید بود.
اما پس از تحقیقات ضد دوپینگ و اعتراف خودش، آن هفت قهرمانی از کارنامه رسمی او حذف شد.
اتحادیه بینالمللی دوچرخهسواری نیز تصمیم USADA را پذیرفت و نتایج آرمسترانگ از اول اوت ۱۹۹۸ به بعد باطل شد.
بنابراین امروز وقتی از هفت قهرمانی آرمسترانگ در تور دو فرانس صحبت میکنیم، باید توجه داشته باشیم که این عناوین دیگر در کارنامه رسمی او محسوب نمیشوند.
این یکی از عجیبترین تغییرات در تاریخ ورزش است: رکابزنی که زمانی با هفت قهرمانی متوالی رکوردی تاریخی برای خود ساخته بود، بعدها از تاریخ رسمی نتایج آن مسابقات حذف شد.
لنس آرمسترانگ بعد از دوچرخهسواری
پس از پایان دوران حرفهای، آرمسترانگ همچنان در دنیای دوچرخهسواری و رسانه حضور داشت.
فعالیتهای مرتبط با سرطان نیز بخش مهمی از میراث عمومی او باقی ماند.
البته رابطه او با جنبش مبارزه با سرطان نیز بعد از رسوایی دوپینگ تحت تأثیر قرار گرفت و نام Livestrong از نام او جدا شد.
با این حال، فعالیتهای مربوط به حمایت از بیماران سرطانی همچنان بخشی مهم از داستان زندگی اوست.
خود آرمسترانگ نیز پس از اعتراف به اشتباهاتش اعلام کرد که قصد دارد برای بازسازی اعتماد از دسترفته تلاش کند.
لنس آرمسترانگ؛ یک داستان متفاوت در تاریخ دوچرخهسواری
داستان لنس آرمسترانگ پایان سادهای ندارد.
اگر فقط به بخش اول زندگی ورزشی او نگاه کنیم، با داستانی فوقالعاده روبهرو هستیم: نوجوانی ورزشکار، ورود به دوچرخهسواری حرفهای، قهرمانی جهان، ابتلا به سرطان پیشرفته، مبارزه برای زنده ماندن و بازگشت به ورزش تا رسیدن به بالاترین جایگاه تور دو فرانس.
اما بخش دوم داستان کاملاً متفاوت است.
تحقیقات ضد دوپینگ، محرومیت مادامالعمر، حذف نتایج و اعتراف خودش باعث شد یکی از مشهورترین داستانهای موفقیت در ورزش حرفهای به یکی از بزرگترین رسواییهای تاریخ دوچرخهسواری تبدیل شود.
شاید همین تضاد است که زندگی آرمسترانگ را برای یک مجموعه درباره داستان زندگی دوچرخهسواران جذاب میکند.
داستان او نشان میدهد که زندگی یک ورزشکار حرفهای همیشه در خط پایان مسابقه تمام نمیشود. گاهی سالها بعد، اتفاقاتی که در پشت صحنه رخ دادهاند میتوانند معنای تمام آن پیروزیها را تغییر دهند.
پایان یک افسانه
لنس آرمسترانگ را نمیتوان تنها با یک کلمه توصیف کرد.
او هم قهرمان جهان بوده، هم بازمانده سرطان، هم یکی از مشهورترین چهرههای تاریخ تور دو فرانس و هم ورزشکاری که به دلیل دوپینگ، تمام نتایج مهم دوران اوجش را از دست داد.
شاید مهمترین نکته در داستان او همین باشد: واقعیت زندگی یک ورزشکار همیشه به سادگی نتیجهای که روی جدول مسابقه ثبت میشود نیست.
برای سالها، مردم فقط عدد «۷» را کنار نام آرمسترانگ میدیدند. اما پشت این عدد، داستانی طولانی از کودکی، ورزش، بیماری، بازگشت، شهرت، فشار رقابت، انکار و در نهایت اعتراف وجود داشت.
و به همین دلیل است که داستان لنس آرمسترانگ، حتی پس از پایان دوران حرفهای او، همچنان یکی از بحثبرانگیزترین داستانهای تاریخ دوچرخهسواری باقی مانده است.

